گفت‌وگوي ويژه نوروزي با دكتر مسعود يونسيان/ ملاك من براي انتخاب مديران زيرمجموعه همسويي با اهداف كلان دانشگاه است
روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: به مناسبت سال نو با مسئولان و اساتيد دانشگاه به گفتگو نشستيم و به سراغ دكتر مسعود يونسيان، معاون پژوهشي دانشگاه رفتيم.
تاریخ: 1393/01/25

«اينكه مي‌گويند نيوتن زير درخت نشسته بود و سيبي افتاد و نيوتن متحول و جاذبه زمين كشف شد يك افسانه است. نيوتن مطالعات زيادي داشت و در يك زماني متقارن شده بود با آن پديده و ذره آخر كه مشاهده آن پديده بوده...»
چقدر شفاف و صريح به سوالات جواب مي‌دهد و چقدر خوب از دانشگاه علوم پزشكي تهران و همه كساني كه با آنها كار كرده دفاع مي‌كند. چقدر محكم پاسخ آنان را كه موفقيت دانشگاه را فقط در بودجه و امكانات زيادش مي‌دانند، مي‌دهد. دكتر يونسيان به همه تصورات ما از خودش پيش از مصاحبه، خط قرمز مي‌كشد.
بسيار رسمي برخورد مي‌كند اما طوري نيست كه احساس كني ارتباط با او مشكل است. طوري سخن مي‌گويد كه گويي از روي يك متن ويرايش شده روخواني مي‌كند. روان و بدون تپق!
اعتمادش به خبرنگاراني كه در انعكاس اعداد و ارقام مصاحبه‌هايش اشتباه كرده‌اند كم شده اما اين دليل نمي‌شودكه ما قبل و بعد از گفت‌وگو چيزي را با او هماهنگ كنيم!(
لينك فايل الكترونيكي نداي نوروزي )
خبرنگار: مهدي گلپايگاني
عكس: جمشيد ربيعي

 
 
 در ابتدا خودتان را براي خوانندگان مجله معرفي كنيد و خلاصه‌اي از مسير زندگي‌تان تا رسيدن به جايگاه معاون پژوهشي دانشگاه را بفرماييد؟
من مسعود يونسيان، 21 فروردين سال 1347 در شاهرود به دنيا آمدم. تحصيلاتم را تا ديپلم در همين شهر بودم. سال 1365 در رشته پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران پذيرفته شدم و سال 1372 فارغ‌التحصيل شدم. بعد از گذراندن دوران خدمت سربازي، سال 1375 رشته تخصصي اپيدميولوژي را در همين دانشگاه شروع كردم و سال 1380 به پايان رساندم و در همين سال به عنوان عضو هيات علمي در گروه بهداشت محيط استخدام شدم. البته فعاليت تخصصي من در زمينه‌هاي اپيدميولوژي است اما در جنبه‌هايي كه به بهداشت محيط مرتبط است. من يكسال پس از استخدام؛ اوايل سال 1380 در سمت معاون مركز تحقيقات محيط زيست مشغول به كار شدم. در سال 1384 براي مدت كوتاهي در پست معاون پژوهشي دانشكده بهداشت كار كردم و سال 1385 با دعوت دكتر فتوحي، معاون پژوهشي وقت به عنوان مدير پژوهشي دانشگاه به اين معاونت آمدم اما همچنان در مركز محيط زيست باقي ماندم و فقط دانشكده را رها كردم. سال 89 مركز تحقيقات ما به پژوهشكده محيط زيست تبديل شد و من همچنان به عنوان معاون پژوهشي باقي ماندم تا مهر92 كه دكتر فتوحي نخواستند در سمت معاون پژوهشي بمانند و به استراحت بپردازند كه من به عنوان معاون پژوهشي دانشگاه انتخاب شدم و از پژوهشكده محيط زيست هم انصراف دادم.
 
 چه سالي ازدواج كرديد؟
من سال 1376 ازدواج كردم. دو پسر دارم كه يكي اول دبيرستان و ديگري كلاس ششم دبستان درس مي‌خواند.
 
 نحوه انتخاب شما به عنوان مدير پژوهشي چگونه بود؟
از دكتر فتوحي بپرسيد. ما آشنايي قبلي با هم داشتيم. وقتي دكتر لاريجاني، دكتر فتوحي را منصوب كرد دكتر فتوحي از دوستانش خواستند كه او را تنها نگذارند و من هم به عنوان يك دوست قبول كردم؛ با اين شرط كه اگر از اين سمت كنار رفتند من هم براي رفتن مانعي نداشته باشم. البته ايشان استعفاي خودش را به اطلاعم رساند اما من نتوانستم مثل ايشان، رياست محترم دانشگاه را مجاب كنم كه بگذارد من به كار اصلي خودم بپردازم و صلاح دانستند كه من به عنوان معاون پژوهشي در خدمت دانشگاه باشم.
با دكتر فتوحي هم رشته بودم. من ورودي 75 بودم و دكتر دو سال بعد از من وارد اين رشته شدند. در نتيجه به عنوان هم دانشكده و هم رشته‌اي با هم آشنايي داشتيم.
 
 براي قبول پست معاون پژوهشي چند جلسه با دكتر جعفريان جلسه داشتيد و خواسته‌هاي ايشان چه بود؟
يك جلسه بيشتر نشست نداشتيم براي اينكه قبلا دكتر فتوحي به اندازه كافي براي اين كار اقدام كرده بود. با خودم سبك و سنگين كردم براي اينكه من هم نياز داشتم كمي استراحت كنم زيرا پست مدير پژوهشي هم يك كار سنگيني بود و نقطه تماس همه هيات‌علمي و دانشجوياني كه مي خواهند قرارداد تحقيقاتي با معاونت پژ‌وهشي داشته باشند در مديرت امور پژوهش است از طرفي هم با دكتر فتوحي زحمات زيادي كشيده بوديم و اينكه بخواهيم يك دفعه آن را رها كنيم براي خودم زياد مطلوب نبود. اگرچه دوست داشتم من هم سراغ كار اصلي خودم بروم همچنانكه سعي كرده بودم در طي اين 8 سال كار علمي خودم را هم انجام دهم اما از خودم راضي نشده بودم.
از طرفي دكتر فتوحي به من گفت اينكه همه با هم تغيير كنند جالب نيست. بگذار كارها نظم بگيرد ضمن اينكه فرصت خواهي داشت ايده‌هايي كه خودت داشتي و شايد با سليقه من هماهنگ نبوده را اجرايي كني.
سخن دكتر جعفريان هم همين بود كه زحماتي را دكتر قدسي، دكتر لاريجاني و دكتر فتوحي كشيده بودند كه حداقل در بعد انتشار علم و محصولات پژوهشي از جمله مقاله و ثبت اختراعات به ثمر نشسته و دانشگاه ما با اينكه در سال‌هاي اول و در ارزيابي‌هاي اوليه در وزارتخانه با دانشگاه‌هاي ديگر فاصله داشت الان از طرف عكس فاصله پيدا كرده به طوري كه رقابت با ساير دانشگاه‌ها علوم پزشكي براي دانشگاه ما جذابيتي ندارد. فاصله انقدر زياد است كه دانشگاه بايد براي خودش اهداف ديگري را رصد كند و شروع هم كرده است. خوشبختانه دانشگاه برابر تفاهم‌نامه‌اي كه سال 1389 با معاونت فناوري وقت وزارت بهداشت امضا كرده بود عمل كرد و هم تعداد مقالات و هم تعداد استنادات را تا سال 2013 به خوبي اجرا كرد. دكتر جعفريان هم مي‌خواست اين روال به مخاطره نيفتد و كند نشود.
دو نكته مدنظر ايشان بود يكي بحث توجه جدي‌تر به طرح‌هايي كه به يك سوال بهداشتي درماني پاسخ دهد و يكي ديگر حركت به سمت خارج دانشگاه كه از آن به عنوان تقويت ارتباط با صنعت ياد مي‌شود.
 
 برخي معتقد هستند دكتر يونسيان نسخه كپي شده و مشابه دكتر فتوحي است. آيا اين را قبول داريد؟
طبيعي است كه ما مدت 8 سال با هم كار كرديم و اگر اختلاف سليقه جدي داشتيم يا من استعفا مي‌دادم و يا اينكه دكتر فتوحي دنبال يك مدير ديگر مي‌گشت. نكته ديگر اين است كه من اگر هر نقد جدي به دكتر فتوحي داشتم؛ يا با ايشان به توافق مي‌رسيديم يا نمي رسيدم. يا ايشان را توجيه مي‌كردم و يا او مرا توجيه مي‌كرد. من هيچ اختلاف نظري با دكتر فتوحي نداشتم و البته اختلاف سليقه هم كه بين همه بني بشر وجود دارد. كلياتي كه دكتر فتوحي مدنظرشان بود براي من مورد تاييد است و حركتي كه كرده حركت رو به جلو بوده و ما سعي مي‌كنيم به همين روند ادامه دهيم.
 
 از مشورت‌هاي ايشان استفاده مي‌كنيد؟
به دو دليل بله. يكي اينكه معاون قبلي دانشگاه بوده و خيلي از چيزهايي كه من اشراف ندارم لطف مي‌كنند و تا مدت‌ها مشاوره مي‌دهند. دكتر فتوحي هم اين قول را داده و دليل ديگر اين است كه دكتر مشاور آكادميك دكتر جعفريان در زمينه آموزش و پژوهش هستند و به همين دليل هم من با دكتر ارتباط دارم.
 
 برخي معتقد هستند سايه دكتر فتوحي همچنان بر تصميم‌سازي‌هاي معاونت پژوهشي وجود دارد آيا قبول داريد؟
به تعبير برخي از سايه بستگي دارد. ما استراتژي‌هاي دوازده‌گانه براي جهش دوم پژوهشي داريم كه خودمان در آن نقش داشتيم. اگر من از بيرون آمده بودم شايد؛ اما وقتي در درون همين سيستم بودم و كمك فكري هم مي‌دادم چنين چيزي نمي‌تواند باشد. اگرچه خودشان استراتژي‌ها را نهايي مي‌كردند ولي من هم نقش داشتم اگر منظور از سايه، طرز تفكر حاكم و جاري است بله اما اگر منظورتان از سايه اين است كه دكتر فتوحي هرچه بخواهد همان مي‌شود خود دكتر فتوحي هم چنين ديدگاهي در هيچ موقعيتي نداشته و حتي زماني كه زيرمجموعه ايشان بودم و كاري تخصصي به ما برمي‌گشت به من ارجاع مي‌داد.
 
 انتصاب دكتر ملك‌زاده به عنوان معاون تحقيقات وزارت بهداشت و كسي كه سوابق درخشاني در دانشگاه علوم پزشكي تهران داشته تاثيري در جلب حمايت‌هاي ايشان به دانشگاه دارد؟
ما در هيچ دوراني از معاونان محترم وزارت بهداشت، چه آناني كه از دانشگاه ما و يا خارج از دانشگاه ما بودند انتظار خارج از حقوق خودمان نداشته‌ايم و طبيعتا نه ما چنين انتظاري داريم و نه خود دكتر ملك‌زاده چنين رفتاري خواهند داشت اما از اين نظر كه سابقه سمت‌هاي مختلفي چون رياست بيمارستان، رييس مركز تحقيقاتي، پژوهشكده و مقام وزارت را داشته و به عنوان يكي از افتخارات پژوهشي دانشگاه و كشور هستند طبيعتا اگر طرز تفكر ايشان در وزارتخانه مستقر شود، هر دانشگاهي از آن منتفع مي‌شود و ما هم به طريق اولي.
 
 بودجه پژوهشي دانشگاه در سال 92 چقدر بوده و در سال 93 چقدر پيش‌بيني شده است؟
من ترجيح مي‌دهم با توجه به اينكه تصميم‌گيري آن در سطح كلان دانشگاه انجام مي‌شود و ممكن است خيلي از بودجه‌هايي كه اول سال اعلام مي‌شود عملا به تخصيص منجر نشود نگويم.
خيلي از تخصيص ها در 28 اسفند است؛ سالي هم بوده كه درصد قابل ملاحظه‌اي از پول خود را روز آخر اسفند گرفتيم و حتي تا خردادماه سال بعد با بودجه سال گذشته سر مي‌كرديم.

 آيا اعتبارات شما راضي مي‌كند؟
نمي‌خواهم بگويم ما به خاطر پول به سمت پژوهش مي‌رويم نه! طبيعتا وقتي به سمت صنعت و مشتريان خارجي دانشگاه مي‌رويد يكي از انگيزه‌ها تامين كردن منابع است. يعني حالت برنده برنده است. صنعت بايد پاسخ سوالات خودش را بگيرد و دانشگاه بايد منابع و ملزومات خودش را تهيه كند بخشي از اين ملزومات اين است كه با آن منابع بيايد پژوهش‌هاي مورد نياز صنعت را جواب دهد و ديگر اينكه از آن منابع استفاده كند براي اينكه ساير پژوهش‌ها را انجام دهد. طبيعي است كه كافي نيست و نبايد هم كافي باشد اگر قرار باشد دستگاهي با اعتبارات دولتي پژوهش كند آن پژوهش فرماليته است و پژوهش خوبي نيست.
ما مي‌خواهيم سهم خارج از دانشگاه را زياد كنيم چون زياد شدن سهم دانشگاه ممكن است براي محققين ما كار را راحت‌تر كند اما ارزش اين است كه اين سهم را به عنوان پايه داشته باشيم و از سهم خارج دانشگاه هم استفاده كنيم. بنابراين جواب اين است كه نه، كافي نيست و فكر مي‌كنيم نبايد كافي باشد و بايد از منابع خارج دانشگاه استفاده كنيم.
 
 بعد از آمدن دكتر جعفريان براي انتخاب روساي دانشكده‌ها نظرخواهي شد؟ اين مساله را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
تعيين رييس دانشكده و مديرگروه و رييس مركز تحقيقاتي و ساير پست‌هاي زيرمجموعه دانشگاه به‌عهده رييس دانشگاه است ولي دكتر جعفريان مي‌خواستند هم براي روسا و مديران گروه‌ها ابتدا يك نظرسنجي كنند كه از هيات‌علمي نظر خواستند و از بين افرادي كه از اقبال عمومي بالاتري برخوردارند برنامه گرفتند تا بر اساس ارزيابي آن برنامه ها توسط تيمي كه به همين منظور انتخاب شده اند، رييس را انتخاب كنند. البته روح اينكه انتخاب رييس دانشكده و مديرگروه‌ها جزو حقوق رييس دانشگاه است همچنان پابرجاست اما مي‌خواستند آن را با ذينفعان به مشورت بگذارند.
 
 به عنوان معاون پژوهشي با شما هم مشورت شد؟
دكتر جعفريان يك تيم را براي مصاحبه با افراد منتخب هيات علمي متشكل از معاون پژوهشي، معاون آموزشي،، معاون دانشجويي و مشاور عالي رييس دانشگاه تعيين كرد اما به خاطر فوريت زماني قبل از اينكه دستورالعمل نهايي شود مجبور بود يكسري از روساي دانشكده را انتخاب كند وقتي كه دستورالعمل نهايي شد در شوراي دانشگاه مطرح مي‌شود و ممكن است تغييراتي صورت بگيرد.
 
 مصاديق احترام به ديگران كه مورد نظر رييس دانشگاه است در حوزه خودتان چه چيزهايي است؟
سوال سختي است. مهمترين مصاديقي كه بايد بگويم اين است كه سعي كنم خودم را در جايگاه آن فرد قرار دهم. خيلي اوقات ارباب رجوع مي‌آيد و مي‌خواهم چاي بخورم. شايدچند ثانيه براي من هيچ اهميتي نداشته باشد اما وقتي خودم اين رفتار را مشاهده مي‌كنم و به خصوص با بي‌تفاوتي؛ فكر مي‌كنم طرف به من بي‌احترامي مي‌كند. در تعريف خدمت با كيفيت هم تعاريف زيادي را متخصصين ارائه مي‌دهند اما تعريف عملياتي مي‌گويد خدمت با كيفيت، خدمتي است كه اگر خودت مي‌خواهي خدمت را بگيري بايد به همان طريق ارائه شود و يكي از نكات درگرفتن خدمت، رعايت احترام فرد مقابل است. ممكن است بخواهيد جواب يك سوال را با يك نه بدهيد ولي ممكن است 10 دقيقه هم وقت بگذاريد و نه را طوري به فرد بگوييد كه به شخصيت فرد آسيبي وارد نشود.
از بُعد ديگر اگر من در كلاسي كه 60 دانشجو دارم سه دقيقه دير بروم، سه ساعت وقت آن جمع را تلف كرده‌ام. اگر اين را رعايت نكنم به آن 60 نفر احترام نگذاشته‌ام و وقت خودم را ارزشمندتر دانسته‌ام. مصاديق زيادي است كه ساده‌ترين آنها را مي‌گويم. من به عنوان ميزبان بايد به عنوان فرد اول راس ساعت مقرر در جلسه حاضر شوم و يا اينكه اگر فردي درخواست دارد بايد در زمان مقتضي كار لازم را براي او انجام دهم.
 
 ملاك شما براي انتخاب مديران زيرمجموعه خودتان چيست؟
يكي از نكات مهم براي اين است كه مديران من، اولويت كار سازمان را نسبت به كار شخصي خودشان درك كنند اكثر ما جزو هيات علمي هستيم، همه ما فعاليت آموزشي و پژوهشي داريم اما وقتي پستي را قبول مي‌كنيم مستلزم وقت گذاشتن قابل ملاحظه است، بدون اينكه به آن كار فردي هيات علمي آسيب بخورد بايد اين وقت را بايد بگذارد و به عنوان ارزش براي خودش حفظ كند.
رعايت عدالت به نظر من خيلي مهم است. ممكن است در هر موقعيتي كه قرار مي‌گيريم اختياراتي داشته باشيم بايد مواظب باشيم كه اختيارات را به طريق مقتضي و متناسب استفاده كنيم. اين يكي از چيزهايي است كه از نظر من خيلي مهم است. همچنين ديگر ملاك من همسويي با اهداف كلان دانشگاه است ممكن است افرادي خوش فكر وجود داشته باشند و آدم‌هاي بسيار صالحي هم باشند اما طرز تفكر آنان قابليت هم راستا شدن با اهداف كلان دانشگاه را نداشته باشند و در اين سيستم نتوانند به عنوان مدير موفق عمل كنند.

 فعاليت ديگري غير از معاون پژوهشي هم داريد؟
من در درجه اول معلم هستم و كار آموزشي و پژوهشي خودم را دارم. پايان‌نامه‌هايي را با دانشجويان مي‌گيرم.
 
 چند ساعت براي كارتان وقت مي‌گذاريد؟
حساب كردن آن سخت است برخي ترجيح مي‌دهند ساعاتي را به صورت فيزيكي در محل كار حضور داشته باشند. من در اين زمان‌ها كلاس دارم و زماني را با دانشجويان قرار مي‌گذارم و بيشتر سعي مي‌كنم به صورت مجازي با دانشجويان در ساعاتي كه ارباب رجوع آسيب نزند قرار بگذارم. من شايد بيش از 50 درصد وقت خودم را صرف حوزه معاونت پژوهشي مي‌كنم.
 
 آيا وقتي را به خودتان براي ورزش يا فعاليت‌هاي ديگر اختصاص مي‌دهيد؟
طبيعتا اگر انسان به اين چيزها وقتي ندهد فرسوده مي‌شود. من اهل ورزش نيستم. تنها فعاليت ورزشي من معمولا روزهاي جمعه پياده روي رفت و برگشت در مسير توچال با همسرم تا ايستگاه دوم تله كابين است. به موسيقي هم علاقه دارم.
 
 آيا مي‌دانيد تيم ملي ايران در جام جهاني با چه تيم‌هاي همگروه است؟
آرژانتين را مي‌دانم كه همگروه است.
 
 نيجريه و بوسني هم هستند پيش‌بيني شما چيست؟
اگر ما بشنويم كه ايران اين تيم‌ها را شكست دهد عجيب است اما آرزوي هركسي هست كه تيم ملي كشورش موفق شود. در مورد بوسني بازي پاياپايي مي‌تواند باشد اما دو تيم ديگر را فكر نكنم بتوانيم ببريم.
 
 آبي هستيد يا قرمز؟
زياد اهل اين چيزها نيستم اما طرفدار پرسپوليس هستم.
 
 مطالعه آزاد هم داريد؟
به ادبيات هم علاقه دارم الان زمان كمتري دارم. در دوران دبيرستان به ادبيات علاقه داشتم.
 
 عيد نوروز به كجا تشريف مي بريد؟
من اهل شاهرود هستم و خانواده همسرم گرگان سكونت دارند. ما معمولا دايره‌اي را از تهران به شاهرود، گرگان و به تهران طي مي‌كنيم و براي هركدام 4 روز هم وقت بگذاريم زمان ديگري باقي نمي‌ماند. ما معمولا عيدها در تهران نمي‌مانيم.
 
 شما در طول دوران كاري خود عملكرد چهار رييس دانشگاه را ديده‌ايد. اين عزيزان چه تشابهات و تمايزاتي با هم داشتند؟
همه خوب بوده اند احتمالا با سرعتي كه در پرسيدن سوال‌هايتان داريد نمي‌شود گفت. 15 دقيقه‌اي بايد براي اين موضوع فكر كنم (خنده)
 
 بيشتر چه انتقادي به حوزه معاونت پژوهشي وارد مي‌شود؟
ببينيد متاسفانه انتقادات وقتي قرار باشد به مديريت‌ها برسد خيلي فيلتر مي‌شود. انتقاداتي كه به من مي‌رسد با انتقاداتي كه در محيط وجود دارد ممكن است خيلي همخواني نداشته باشد. البته من سعي مي‌كنم همه اخبار و نظراتي كه در سايت دانشگاه هست و روابط عمومي درج ‌مي‌كند دنبال كنم. نمي‌دانم كه انتقادات مطرح شده در سايت نمونه گويايي از انتقاداتي است كه واقعا وجود دارد يا نه. چون برخي حوصله ندارند انتقادات خودشان را ثبت كنند. يكي از انتقاداتي كه وارد مي شود اين است كه حوزه پژوهشي دانشگاه فقط به دنبال مقاله است كه البته اين انتقاد از گذشته هم وجود داشته است.
انتقاد ديگري كه به ما مي شود اين است كه مي‌گويند دانشگاه بيشترين منابع، تجهيزات و امكانات را در زمينه پژوهش دارد و طبيعي است كه هميشه رتبه اول داشته باشد و اين هنر نيست.
دوست دارم در مورد اين انتقادات هم صحبت كنم.
 
 بفرماييد؟
اينكه ما فقط به مقاله توجه مي‌كنيم نبوده و نيست اما نكته وجود دارد؛ تا زماني‌كه دانشگاهي‌ها نتوانند به عنوان يك محصول پژوهشي مقاله توليد و استانداردهاي لازم براي يك تحقيق خوب را رعايت كنند انتظار اينكه يك دارو بسازند و اختراعي را ثبت كنند انتظار خيلي دور از ذهني است. هيچ آدمي چيزي را تصادفي كشف نكرده است. اينكه مي‌گويند نيوتن زير درخت نشسته بود و سيبي افتاد و نيوتن متحول شد و جاذبه زمين كشف شد يك افسانه است. نيوتن مطالعات زيادي داشت و در يك زماني متقارن شده بود با آن پديده و ذره آخر كه مشاهده آن پديده بوده و يا شايد همزمان اتفاق افتاده است.
ما ثبت اختراع و تهيه دستورالعمل داشته‌ايم. تهيه گايدلاين‌هاي باليني يا طرح‌هايي كه مي‌خواهد تغيير مديريتي در حوزه ارائه خدمات ايجاد كند هميشه مورد علاقه بوده‌اندو هستند ولي مثل هرجاي ديگر جهان يكي از محصولات قابل سنجش تعداد انتشارات مقالات و استنادات است بنابراين اين ايراد وارد نيست.
اينكه دانشگاه بيشترين منابع را دارد پس طبيعي است كه رتبه برتر باشد هم درست نيست. شما برويد دانشگاه دوم را ببينيد كه به لحاظ منابع و هيات علمي فرق محسوسي با ما ندارد. اما كارايي اساتيد دانشگاه و دانشجويان ما خيلي بالاتر بوده است. اين ايراد به حوزه من برنمي‌گردد. دوستان به جاي اينكه ما را تخطئه كنند تا رشدكمتر خودشان را توجيه كنند بهتر است بروند از دانشگاه‌هاي موفق الگوبرداري كنند و ببينند چطور مي‌توانند به اين سطح برسند. ما به لحاظ امكانات و تجهيزات اختلاف زيادي نداريم البته از نظر دانشجويي اين مساله روشن است كه نخبگان، دانشگاه علوم پزشكي تهران را انتخاب مي‌كنند و غيرقابل‌انكار است و اينكه اساتيد خيلي مبرز و بنام داريم كه به آن افتخار مي‌كنيم اما اينكه منابع زيادي داريم خيلي منصفانه نيست.
 
 آقاي دكتر، در يك زماني با يك شيب تندي تعدادي از هيات علمي دانشگاه ما در بين يك درصد دانشمندان برتر جهان قرار گرفتند آيا فكر مي‌كنيد در دوره شما اين موفقيت‌ها ادامه داشته باشد؟ آيا اساسا در پي كسب اين عناوين هستيد؟
ببينيد اينكه يك شاخص را هدف قرار دهند و در جهت بهبود آن حركت كنند درست نيست. شما بايد اهداف متعالي‌تري داشته باشيد كه اگر به سمت آن اهداف حركت كنيد شاخص‌ها حاصل خواهد شد اما اگر فقط يك شاخص را هدف قرار بدهيم، من موافق نيستم. اگر اهداف درست باشد همه شاخص‌ها درست ارتقا پيدا مي‌كند. برخي شاخص‌ها اساسا شاخص‌هاي درستي نيستند. ما هم خيلي علاقه‌ به شاخصي كه به طور غيرمنطقي وضع شده برسيم، نداريم.
در فيلد باليني هم همين است اگر مريضي نارسايي كليوي دارد ما كراتنين خون او را اندازه‌گيري مي‌كنيم. هدف از اندازه گيري كراتنين خون اين است كه شاخص و نشان‌دهنده كفايت وضعيت دياليز اين بيمار است. شما بايد سعي كنيد همه سموم را از بدن مريض دفع كنيد كه به طور طبيعي كراتنين هم پايين مي‌آيد. اگر يك رژيم غذايي خاص به او بدهيد كه توليدكراتنين در بدنش كم شود به هدفتان كه رساندن فرد به زندگي معمولي بوده نرسيده‌ايد. همين در پژوهش هم هست. اگر ما خود شاخص را هدف قرار دهيم احتمالا راه به خطا خواهم برد.
 
 به نظر شما از بين آموزش و پژوهش و خدمات بهداشتي درماني كدام مهمتر است؟ زيرا يكي از انتقادات اين است كه دانشگاه در زمان‌هايي زيادتر از حد متعارف به پژوهش توجه كرده و از حوزه‌هاي ديگر غافل شده. شايد همين كه ميزان بودجه پژوهشي منعكس نمي شود به اين مساله بيشتر دامن مي‌زند؟
نه خيالتان را راحت كنم. (كتاب اعتبارات بخش سلامت در سال 92 را نشان مي‌دهد) آنچه در اين كتاب نشان داده شده در تفاهم‌نامه اول سال به ما ابلاغ مي‌شود و هيچ سمت‌وسويي به اين حوزه صورت نمي‌گيرد و اگر ما اعتبارات پژوهشي را شامل مراكز تحقيقاتي اعم از مراكز مستقل و غيرمستقل، پژوهشكده‌ها و پژوهشگاه‌ها همه را با هم جمع كنيم يك درصد تك رقمي از بودجه دانشگاه حدود 3 درصد بودجه دانشگاه است و بخش قابل ملاحظه صرف پرداخت حقوق و مزاياي هيات علمي و كارشناساني مي‌شود كه د ر حوزه پژوهش كار مي‌كنند كه اين هم به طور غيرمستقيم منجر به توليد محصول نمي‌شود. آنچه ما خرج پرداخت طرح‌ها مي‌كنيم رقم كمتري هست. هيچ سمت‌وسويي نيست. اولويت هم نمي‌توانيم قائل شويم. اگر اين طور بود ما دانشگاهي تك بعدي مي‌شديم. هرفردي كه مسئول يك بخش مي‌شود بايد اولا از منابعي كه در اختيارش گذاشته‌اند صيانت كند و بعد براي استفاده بهينه از آن برنامه‌ريزي كند. اين سه حوزه در هيات رييسه به چشم رقيب به هم نگاه نمي‌كنند بلكه سعي مي‌كنند تا حد ممكن تعامل كنند.
 
 يكي از انتقادات اين است كه هزينه تشويق مقالات دير پرداخت مي‌شود؟
علت اين است كه اعتبارات ما دير به دستمان مي‌رسد و نسبت به بودجه‌اي كه بايد بگيريم عقب هستيم و طبيعتا اولويت اول ما، پرداخت اقساط طرح‌هاي تحقيقاتي و هر كسي كه مقاله چاپ كرده و طرح تحقيقاتي داشته، خواهد بود. طبيعتا ديگران هم به ما اين را حق مي‌دهند كه اولويت را به قسط طرحي كه موادي مصرف كرده و بدهكار است بدهيم و بعد هزينه تشويق مقالات را بپردازيم.
 
 گفته شده كه سردبيران مجلات با رابطه و امتياز در اين مسند قرار گرفته‌اند؟
ما بيش از 40 مجله داريم كه تعداد قابل ملاحظه‌اي از اين مجلات مربوط به انجمن‌هاست كه توسط خود انجمن‌ها اداره مي شود و سردبير و مدير مسئول را انجمن مربوطه انتخاب مي‌كند ولي دانشگاه هم حمايت مي‌كند و فضايي را در سايت اختصاص مي‌دهد. اتفاقا مجلات تراز اول ما در نمايه‌هاي مطرح از اين جنس هستند.
 
 شما در انتخاب سردبير نقشي نداريد؟
براي ساير مجلات تاجايي كه من مي‌دانم معاونت پژوهشي نقشي ندارد. انتخاب سردبير مجله يك دانشكده طبيعتا مربوط به مديريت دانشكده است من يادم نمي‌آيد دكتر فتوحي سردبيري را انتخاب يا تغيير داده باشد.
 
 پس اين ايراد به شما برنمي‌گردد؟
شايد دكتر فتوحي فعاليتي داشته ولي با مدير ذيربط خودشان مشورت كرده است. دور از انتظار است كه سردبيرمجله را انتخاب كرده باشد.
 
 تكليف كتابخانه مركزي و اسناد دانشگاه چه مي‌شود؟ بالاخره دانشگاه هزينه زيادي در پرديس همت كرد كه با انتزاع دو دانشگاه علوم پزشكي تهران و ايران از دانشگاه ما جدا شد؟
من از دكتر جعفريان خواهش كردم در آينده يك كتابخانه در شأن دانشگاه داشته باشيم. الان جنبه الكترونيكي كتابخانه ما غالب و خيلي به روز است. نمونه آن؛ خريد كنسرسيوم مجلات علوم پزشكي كشور است كه به عهده دانشگاه علوم پزشكي تهران گذاشته شده كه ربطي به ساختمان فيزيكي دانشگاه ايران نداشته و ندارد. شايد درست نباشد كه بگوييم ساختمان پرديس همت را ما ساختيم. اين ساختمان نيمه‌كاره بود كه با اعتبارات مجموعه واحد ايران و تهران تكميل شد و وقتي جدا شد سرجاي خودشان رفتند. البته اگر ادغام صورت نمي‌گرفت ما زودتر دنبال يك ساختمان درشان دانشگاه مي‌بوديم اما با تاخير بايد برنامه‌ريزي كنيم.
 
 چقدر به نقشه علمي دانشگاه پايبند هستيد؟
براساس نقشه حركت كردن براي ما يك ارزش است اما يك ملزوماتي دارد. اگر ما بر اساس نقشه يك فعاليت را انجام دهيم مستلزم منابع هست مثل اينكه گفته شده بايد n مركز تحقيقاتي مصوب و اين تعداد هيات علمي پژوهشي را جذب كنيد اما بالاخره بايد واقع‌بينانه باشد و منابع مورد نظر را هم داشته باشيم تا در راستاي نقشه حركت كنيم. سوگيري كلان ما در جهت نقشه است.
 
 افق دانشگاه ما را در سال 1404 چگونه مي‌بينيد؟  
خيلي برايم سخت است. معادله‌اي چند مجهولي است كه فقط يك معلوم دارد.

 آينده دانشگاه را چطور مي‌بينيد؟
با توجه به اينكه دانشگاه‌هاي ديگر همه فراز و نشيب‌هايي را تجريه كرده‌اند خوشبختانه مديريت‌هاي ارشد دانشگاه ما هميشه افراد دلسوز و شايسته‌اي بوده‌اند. اميدوارم در آينده هم اين اتفاق بيفتدو طبيعتا آينده ما رو به رشد خواهد بود.
 
 رانت در اختصاص اعتبارات پژوهشي در دانشگاه ما معنا دارد؟
دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي خودشان شوراي پژوهشي دارند كه بر اساس مصوبه شوراي خودشان طرح را اولويت‌بندي مي‌كنند و به معاونت پژوهشي مي‌دهند بنابراين ما در شوراي پژوهشي نقشي در اولويت‌ها نداريم. ممكن است در بعضي دانشكده ها و مراكز تحقيقاتي ضوابط كامل رعايت نشود. من نمي توانم انكار كنم چون در همه جاي جهان و سازمان‌هاي ديگر هم هست ولي فرض بر اين است كه اعضاي شوراي پژوهشي هر واحد، با لحاظ جميع جوانب طرح‌ها را اولويت‌بندي مي‌كنند و براي ما مي فرستند.
 
 اخلاق پزشكي در اين سال‌ها خيلي مورد توجه بوده در بحث اخلاق در پژوهش معاونت شما چه كارهايي كرده است؟
اين سوال جالبي است. ما شايد 10 سال پيش كارشناسي داشتيم كه زحمتكش بود و اخلاق پزشكي روي ايشان متمركز بود. ساختار پيشرفته‌تري نداشت و فقط روي پروپوزال‌ها نظر داده مي‌شد. بعد به تدريج تبديل به يك كارشناسي كه به عنوان كارشناس مسئول اخلاق در پژوهش در حوزه امور پژوهش مستقر بود و نظر مي‌داد تبديل شد و پس از آن نيز كميته اخلاق پزشكي اخلاق در پژوهش به صورت دوره‌اي تشكيل مي‌شد و روي مصوبات كار مي‌كرد. بعد در زمان دكتر فتوحي كه من آمدم كميته‌اي به عنوان كميته تخصصي شكل داديم و با تواتر بيشتري (هردو هفته) اين جلسات شكل گرفت و اعضاي هيات علمي مركز تحقيقات گروه اخلاق پزشكي تشريف مي‌آوردند و پروپوزال‌ها را بررسي مي‌كردند. كم‌كم توسعه داديم و الان فقط 3 نفر كارشناس به طور مشخص فقط بحث‌هاي اخلاق پژوهش طرح‌ها را دنبال مي‌كنند و هدف‌گيري ما اين است كه از بررسي پروپوزال‌ها خارج شويم و به رعايت اصول اخلاق در حين اجرا بپردازيم.
 
 نظرتان درباره دكتر هاشمي، وزير بهداشت چيست؟
در درجه اول برايشان آرزوي توفيق مي‌كنم به اين خاطر كه از خودگذشتگي كردند كه در اين شرايط و با توجه به وضعيت خاص كشور سكاندار اين كشتي شوند.
وقتي كه فردي در زمينه ارائه خدمات توفيقات قابل ملاحظه‌اي دارد بيايد يك كار مديريتي را در اين سطح بپذيرد و بداند كه ارائه خدماتش هم تا اين حد سودمند بوده و بخواهد ضمن حفظ آن كار ديگري را انجام دهد من اسمش را از خودگذشتگي مي‌گذارم. با توجه به تجربه‌اي كه هم در زمينه اداره يك مركز غيردولتي دارد و اينكه استاد دانشگاه هم هستند و در يك مركز دولتي كار مي‌كنند؛ شناخت خوبي از هر دو بخش دارند و با هوش و قدرت تحليلي كه در مسائل دارند اميدوارم شاهد تغييرات خيلي مناسبي در حوزه سلامت كشور باشيم.
 
 آيا پدر ومادرتان در قيد حيات هستند؟
مادرم در قيد حيات هستند و پدرم در ابتداي سال 92 به رحمت خدا رفتند.
 
 چند وقت يكبار فرصت مي‌كنيد به مادر سربزنيد؟
تقريبا هر يكماه و نيم يكبار.
 
 از شما گلايه نمي‌كنند كه چرا دير به ديدارش مي‌رويد؟
ايشان در شهرستان هستند. اگر در تهران ساكن بود خيلي بيشتر سر مي‌زدم. من تقريبا آخر هفته‌هايي كه بتوانم سعي مي‌كنم به اين كار اختصاص دهم و يا هر تعطيلي كه بتوانم به هم وصل كنم براي ديدن مادرم و پدرو مادر همسرم مي‌رويم. مادرم شرايط ما را درك مي‌كنند و گاهي با تلفن ارتباط داريم.
 
 چند برادر و خواهر هستيد؟
سه برادر دو خواهر هستيم.
 
 فرصت ارتباط با آنها را هم داريد يا فقط عيد به عيد همديگر را مي بينيد؟
ما هركدام در جايي هستيم. برادر بزرگترم در شاهرود، برادر دومم در بناب ساكن است؛ خواهرم در دامغان است و خواهر كوچك من در كرج؛ خودم هم در تهران. هيچ كدام در يك مكان فيزيكي نيستيم و تقريبا براي مناسبت اعياد ديگر غير از عيد نوروز سعي مي‌كنيم حداقل سالي دو بار همه با هم در شاهرود جمع شويم.
 
 ارتباطتان با پسرانتان چگونه است؟
از نظر من خيلي خوب. نظر آنها را بايد بپرسيد.
 
 معمولا براي روز زن براي همسرتان چه مي خريد؟
هرچه پسرها پيشنهاد بدهند.
 
 سخن آخر ؟
نكته‌اي ندارم. شما بخوبي گفت‌وگو را هدايت كرديد. آرزوي توفيق براي شما داريم.  

oبازديد نوروزي دكتر يونسيان از دو بيمارستان امام خميني(ره) و جامع زنان در ششمين روز از سال ...
oدكتر مسعود يونسيان با حكم رييس دانشگاه به عنوان معاون پژوهشي دانشگاه منصوب شد ...
oجشن ميلاد و تجليل از دكتر لاريجاني/دكتر فتوحي: دانشگاه در ده سال گذشته در مقايسه با 50 سال...
oچهاردهمين جشنواره ابن سينا/دكتر فتوحي دانشگاه علوم پزشكي تهران را موتور رشد پژوهشي كشور خو...
oابلاغ آيين‌نامه ديپلم پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي تهران توسط دكتر لاريجاني ...